شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگزرد و پرچین شد چو روی دردمندان با درنگ
۲
آن چمن کز لاله و گل بود چون رنگین تذروشد ز برگ زرد و خاک تیره چون پشت پلنگ
۳
آسمان چون تو زی و خز باشدی از خیل ابرراست گشته روز و شب ماننده تیر خدنگ؟
۴
تا چو سوزن های زرین شد گیاهان بر درختبرگ چون زرین ورق شد آب صافی شد چو رنگ؟
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth