شعر را زندگی کن
خلوتی با قطران تبریزی

شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ابوالیسر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ربود جان و دل من بزلف غالیه فامبتی که بوی دهد زلف او بغالیه وام
۲
همی رباید صبرم بزلف غالیه بویهمی فزاید عشقم بجعد غالیه فام
۳
یکی نه شست و گل سرخ را گرفته بشستیکی نه دام و مه تام را گرفته بدام
۴
که دید توده شود مشگناب بر گل سرخکه دید حلقه شود عود خام بر مه تام
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth