شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم از پی آن دارم تا روی تو می‌بینمدل را همه میل جان با سوی تو می‌بینم
۲
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانمزیرا که حیات جان باروی تو می‌بینم
۳
بس عاشق سرگردان از عشق تو لب برجانآواره ز خان و مان بر بوی تو می‌بینم
۴
از عشق تو نشکیبم گر خوانی و گر رانیزیرا که دل افتاده در کوی تو می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth