شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دریایی در افتادم که پایانش نمی‌بینمبه دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی‌بینم
۲
در این دریا یکی در است و ما مشتاق در اوولی کس کو که در جوید که جویانش نمی‌بینم
۳
چه جویم بیش ازین گنجی که سر آن نمی‌دانمچه پویم بیش ازین راهی که پایانش نمی‌بینم
۴
درین ره کوی مه رویی است خلقی در طلب پویانولیک این کوی چون یابم که پیشانش نمی‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth