خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در درد عشق یک دل بیدار می نبینممستند جمله در خود هشیار می نبینم
۲
جمله ز خودپرستی مشغول کار خویشنددر راه او دلی را بر کار می نبینم
۳
عمری بسر دویدم گفتم مگر رسیدمبا دست هرچه دیدم چون یار می نبینم
۴
گفتم مگر که باشم از خاصگان کویشخود از سگان کویش آثار می نبینم
صفحهٔ ۱ از ۳