خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح امیر ابونصر و تهنیت عید فطر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دید تشرین گوئی ز نرگس و نسرینکه باغ و بستان بستد زهر دوان تشرین
۲
بنار کفته سپرده است معدن نرگسبسیب رنگین داده است مسکن نسرین
۳
نبرده رنج یکی هست چون دل فرهادندیده ناز یکی هست چون رخ شیرین
۴
بد از بنفشه لب جوی چون نگین کبودوز او بمشگ همه جویبار بود عجین
صفحهٔ ۱ از ۱۲