خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح امیر ابوالفضل
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه روز است آنکه هست او را شب تاریک پیرامونسپهر از بوی او مشگین زمین از رنگ او گلگون
۲
مگر ترسید رخسارش ز زلف مار کردارشکه گرد خویشتن عمدا نوشت از غالیه افسون
۳
دو آذرگون شدند از خون مرا دو چشم از هجرشعجب دارم که چون روید تف آذر ز آذرگون
۴
ایا قد تو چون سروی ز دیبا گرد او آذینایا روی تو چون ماهی ز عنبر گرد او برهون
صفحهٔ ۱ از ۶