خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۶۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صدف لعل تو حقهٔ در یتیمعارض تو بی قلم خط زده بر لوح سیم
۲
روح دهن مانده باز در سر زلفت مدامعقل میان بسته چست بر سر کویت مقیم
۳
در یتیم توام تا که درآمد به چشمچشمهٔ چشمم بماند غرقهٔ در یتیم
۴
زین سر زلفت که هست مملکت جم توراستزانکه سر زلف توست بر صفت جیم و میم
صفحهٔ ۱ از ۲