شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آن آمد که ما آن ماه را مهمان کنیمپیش او شکرانه جان خویش را قربان کنیم
۲
چون ز راه اندر رسد ما روی بر راهش نهیموانگهی بر خاک راهش دیده خون‌افشان کنیم
۳
هرچه در صد سال گرد آورده باشیم این زمانگر همه جان است ایثار ره جانان کنیم
۴
گر نباشد ماحضر چیزی نیندیشیم از آنآتشی از دل برافروزیم و جان بریان کنیم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth