شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای روی تو شمع بت‌پرستانیاقوت تو قوت تنگدستان
۲
زلف تو و صد هزار حلقهچشم تو و صد هزار دستان
۳
خورشید نهاده چشم بر درتا تو به درآیی از شبستان
۴
گردون به هزار چشم هر شبواله شده در تو همچو مستان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth