شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرغم که دهد عشق تو من خار ندارمبی تو علم الله که جز این کار ندارم
۲
دور از شب زلفین تو مرگ دل من بادآن روز، که‌ش از درد تو، تیمار ندارم
۳
از عشق تو خوارم، نه که خود عزم من آنستمن خواری عشق تو، چنین خوار ندارم
۴
از دیده چه شک باشد، اگر خون نفشانموز ناله چه عذر آرم اگر، زار ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth