شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر بار ای دل سنگین فتادی!عنان در دست بدعهدی نهادی!
۲
ز در دم نیش‌ها در رگ شکستیز چشمم چشمه‌ها بر رخ گشادی
۳
فرامش کرده آن کز عشق صدباربمردی باز، و، وز مادر بزادی
۴
ندارد مهله چندان از شب غمکه گرید بر وداع روز شادی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth