شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم فدای توست، که جانان من توئیشمع وثاق و تازه‌گلستان من توئی
۲
هستند شاهدان شکر لب به عهد تولیکن از آن میانه به دندان من توئی
۳
جان بر سر غم تو نهم، وز من این سخنبی حرمتی‌ست جان، چه بود، جان من توئی
۴
در عشق تو به خدمت سلطان برآمدمای مه، سعادت تو که سلطان من توئی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth