شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاری است قوی ز خود بریدنخود را به فنای محض دیدن
۲
مانند قلم زبان بریدهبر لوح فنا به سر دویدن
۳
صد تنگ شکر چشیده هر دمپس کرده سؤال از چشیدن
۴
این راز شگرف پی ببردنوانگاه ز خویش پی بریدن
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth