شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مرا زندگی جان از توزنده بینم همه جهان از تو
۲
به زمین می فرو شود خورشیدهر شب از شرم، پر فغان از تو
۳
گر زبانی دهی به یک شکرمشکر گویم به صد زبان از تو
۴
دست چون در کمر کنم با توکه کمر ماند بی میان از تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth