شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل از دست بیفتاد از توتن به اندوه فرو داد از تو
۲
دل من گشت چو دریایی خونچشم من چشمهٔ خون زاد از تو
۳
تا دلم بندهٔ سودای تو شدنیستم یک نفس آزاد از تو
۴
چند در خون دلم گردانیطاقتم نیست که فریاد از تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth