خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۶۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل مبتلای من شیفتهٔ هوای تودیده دلم بسی بلا آن همه از برای تو
۲
رای مرا به یک زمان جمله برای خود مرانچون ز برای خود کنم چند کشم بلای تو
۳
نی ز برای تو به جان بار بلای تو کشمعشق تو و بلای جان، جان من و وفای تو
۴
باد جهان بی وفا دشمن من ز جان و دلگر نکنم ز دوستی از دل و جان هوای تو
صفحهٔ ۱ از ۳