شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلا چون کس نخواهد ماند دایم هم نمانی توقدم در نه اگر هستی طلب‌کار معانی تو
۲
گرفتم صد هزاران علم در مویی بدانستیچو مرگت سایه اندازد سر مویی چه دانی تو
۳
چو کامت بر نمی‌آید به ناکامی فرو ده تنکه در زندان ناکامی نیابی کامرانی تو
۴
به چیزی زندگی باید که نبود زین جهان لابدکه تا چون زین جهان رفتی بدان زنده بمانی تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth