خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد بدیدار تو روشن دیده خونبار مایافت از وصل تو مرهم سینه افکار ما
۲
بی تردد دولت وصل تو ما را شد نصیببه که غیر از شکر این نعمت نباشد کار ما
۳
همدم ما بود غم درد سر از ما کرد کمغالبا دلگیر شد از گریه بسیار ما
۴
دور گردون بر مراد خاطر ما شد مگررحمی آمد چرخ را بر نالهای زار ما
صفحهٔ ۱ از ۲