شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کم التفاتی خوبان بعاشقان ستم استزهی ستم که ترا با من التفات کم است
۲
کی از بنفشه گشاید کجا بنافه کشددلی که بسته آن گیسوان خم بخم است
۳
قدم خمیده چنان شد که کس نمی داندمرا براه تو پوینده فرق یا قدم است
۴
ز دام شوق دل ما نمی رهد مادامکه سنبل تو گذرگاه باد صبحدم است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth