خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همین قد من از بار غم دور خم استخمی قامت گردون هم ازین بار غم است
۲
ز سرور دل ما بی المان را چه خبرپرده دار حرم ذوق نهانی الم است
۳
پای در راه بلا نه که تقرب یابیحاصل رنج سفر لذت طوف حرم است
۴
عمر چون می گذرد بی اثر ذوق مباشفرصت لذت ادراک بلا مغتنم است
صفحهٔ ۱ از ۲