شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امید بود که خواهد جفای یارم کشتنکرد یار جفایی در انتظارم کشت
۲
نکرد گرچه بهر وعده که کرد وفاهزار شکر که باری امیدوارم کشت
۳
هزار بار مرا زنده کرد لعل لبشاگرچه غمزه شوخش هزار بارم کشت
۴
مرا نکشت ز بسیاری جفا اغیارکم التفاتی آن سرو گل عذارم کشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth