خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در راه تو مردانند از خویش نهان ماندهبی جسم و جهت گشته بی نام و نشان مانده
۲
در قبهٔ متواری لایعرفهم غیریمحبوب ازل بوده محجوب جهان مانده
۳
در کسوت کادالفقر از کفر زده خیمهدر زیر سوادالوجه از خلق نهان مانده
۴
قومی نه نکو نه بد نه با خود و نه بیخودنه بوده نه نابوده نی مانده عیان مانده
صفحهٔ ۱ از ۴