خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای اَز شراب غفلت مست و خراب ماندهبا سایه خو گرفته وز آفتاب مانده
۲
تا چند باشی آخر از حرص نفس کافرایمان به باد داده در خورد و خواب مانده
۳
اندیشه کن تو روزی کین خفتگان ره راگه در حجاب بینی گه در عذاب مانده
۴
آنجا که نقدها را ناقد عیار خواهدمردان مرد بینی در اضطراب مانده
صفحهٔ ۱ از ۳