خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حقه لعل لبش صد درد دارد در علاجاو ز ما مستغنی و ما را باو صد احتیاج
۲
مه بمحمل می رود منزل بمنزل غالباز آفتاب عارضت دارد تغیر در مزاج
۳
عکس خالت هست در لوح بیاض دیده امخوش نماتر ز ابنوسی کان بود پیوند عاج
۴
سینه ام بشکاف و چشمم را بخونریزی در آرکار شاهانست فتح ملک تعیین خراج
صفحهٔ ۱ از ۲