خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طمع جور دلم زان بت بدخو داردز بتان آنچه دلم می طلبد او دارد
۲
باید از حلقه زنجیر جنون سر نکشدهر که در سر هوس آن خم گیسو دارد
۳
دوش از حال دل نافه خبر داد صباگرهی در دل ازان سنبل خوش بو دارد
۴
بی جهت رغبت محراب ندارد زاهدمیل نظاره آن گوشه ابرو دارد
صفحهٔ ۱ از ۲