شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آیدکه شاید دامن پیکان گرفته جان برون آید
۲
نخواهم ماند زنده چون نجاتم دادی از هجرانبمیرد هر شرر کز آتش سوزان برون آید
۳
غباری کان مقیم درگهت تا شد نمی‌خواهدکه گردد آدم وزان روضه رضوان برون آید
۴
بهر چشمی که آید همچو دود از اشک تر سازدسیه‌بختی که او از آتش هجران برون آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth