شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که چراغی ز برق آه ندارددر شب هجران سوی تو راه ندارد
۲
هر که ندارد دلی چو آینه زاهندر رخ تو تاب یک نگاه ندارد
۳
هر که ندارد سرشک و آه دمادمدعوی عشق ار کند گواه ندارد
۴
بی تو سراسیمه اند عقل و دل و جانهمچو سپاهی که پادشاه ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth