خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد صبا وزان گل نورس خبر ندادتسکین آتش دل و سوز جگر نداد
۲
بنمود رخ ولی نظری سوی من نکردفریاد ازان نهال که گل کرد و بر نداد
۳
می خواستم بگریه کنم با تو شرح رازحیرت بگریه رخصت این چشم تر نداد
۴
امشب بدیده خواست کشد رخت خویش خوابسیل سرشک دیده باو رهگذر نداد
صفحهٔ ۱ از ۲