شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبرهر جا که او نهد پا من جای پا نهم سر
۲
او چون منی ندارد من نیز همچو اوییمن عاشق بلاکش او دلبر ستمگر
۳
دیدم گل رخت را بر جور دل نهادمپیداست کین شکوفه آخر چه می دهد بر
۴
من ابر اشکبارم تو غنچه شکفتهخنده تراست لایق گریه مراست در خور
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth