شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگرگرچه ما کار دگر داریم او کار دگر
۲
کس نمی یابم باو اظهار درد دل کنمنیست در دام بلا چون من گرفتار دگر
۳
در جهان ای بی‌بدل این فتنه‌ها تنها ز تستآه اگر پیدا شود مثل تو خونخوار دگر
۴
مرهم زخم دلم موقوف کردی بر اجلکردی این ویرانه را محتاج معمار دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth