شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بسمطلع خورشید اقبالم سر کوی تو بس
۲
همچو نافه در سرم سودای مشک خشک نیستنافه عطر دماغم عقد گیسوی تو بس
۳
بهر طاعت هر کسی را هست رو در قبلهقبله من گوشه محراب ابروی تو بس
۴
از رقیبان هست مستغنی حریم درگهتمانع وصل تو بیم تندی خوی تو بس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth