خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاصمرا وفای تو نقش صحیفه اخلاص
۲
مدام مطرب بزم غم توام من مستسرود ناله من کرده چرخ را رقاص
۳
خراب باده عشقت ز ننگ عقل بریاسیر حلقه زلفت ز دام قید خلاص
۴
جزای کشتن پروانه شمع را این بسکه از نسیم دم صبح می رسد بقصاص
صفحهٔ ۱ از ۲