شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من کیم اندر جهان سرگشته‌ایدر میان خاک و خون آغشته‌ای
۲
در ریای خود منافق پیشه‌ایدر نفاق خود ز حد بگذشته‌ای
۳
شهرگردی خودنمایی رهزنیمفلسی بی پا و سر سرگشته‌ای
۴
در ازل گویی قلم رندم نبشتکاشکی هرگز قلم ننبشته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth