شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۷۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش وقت صبح چون دل داده‌ایپیشم آمد مست ترسازاده‌ای
۲
بی دل و دینی سر از خط برده‌ایبی سر و پایی ز دست افتاده‌ای
۳
چون مرا از خواب خوش بیدار کردگفت هین برخیز و بستان باده‌ای
۴
من ز ترسازاده چون می بستدمگشتم از می بستدن دل داده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth