شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه من از تو غم بی حساب دارد دلهزار محنت و صد اضطراب دارد دل
۲
بیاد نرگس مست تو خسته است مدامچه گویمت که چه حال خراب دارد دل
۳
دلیل رفعتش این بس میانه عشاقکه چون تو دلبر عالی جناب دارد دل
۴
بکفر زلف بتان داد نقد ایمان راوزین معامله قصد ثواب دارد دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth