خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان مرغ می داند مگر گلکه دارد گوش بر فریاد بلبل
۲
مگر جانی ندارد گل که داردبآه بلبلان چندین تحمل
۳
ز عاشق می فزاید قدر معشوقنه از بسیاری جاه و تجمل
۴
نگار من مکن بی التفاتیمزن بر عاشقان تیغ تغافل
صفحهٔ ۱ از ۲