خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا خط سبز تو پیدا شده بر عارض آلعارضت ماه تمامیست میان دو هلال
۲
بس که دارد مه من شدت الفت برقیببی رقیبش نتوانم که در آرم بخیال
۳
به چه تعبیر تمنای وصال تو کنممن که آن زهره ندارم که برم نام وصال
۴
روی بنما که فدای تو شوم ره چه شودمن کنم کسب کمال و تو کنی عرض جمال
صفحهٔ ۱ از ۲