خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نفسی نیست تمنای تو بیرون ز سرمتو ز من بی خبری کی ز تو من بی خبرم
۲
گرچه دوری ز نظر نیست ز هجرم گلههر کجا می نگرم باز تویی در نظرم
۳
فلک از آتش رخسار تو دورم افکندچون نسوزد غم این هجر بسان شررم
۴
اثر درد توام هست ز من تا اثریستمرد این درد نیم کاش نماندی اثرم
صفحهٔ ۱ از ۳