خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیخواهم به او درد دل صد پاره بنویسمکه می دانم نخواهد خواند گر صد باره بنویسم
۲
ز راهت ریز بهر خشک کردن خاک بر خطیکه من با خون دل بر صفحه رخساره بنویسم
۳
ز جنبش افکند مانند مژگان خامه را حیرتچو خواهم وصف رویش در دم نظاره بنویسم
۴
بغربت سوختم روزی نگفت آن ماه مشگین خطکه آرم یاد و مکتوبی بآن بیچاره بنویسم
صفحهٔ ۱ از ۲