شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می روم زین شهر و در دل مهر ماهی می برمکوه دردی با تن چون برگ کاهی می برم
۲
از سر کویت سفر نوعیست از دیوانگیاین قدر من هم بکوی عقل راهی می برم
۳
از ملامت چون رهم کز ناله هرجا می رومبر گرفتاری خود با خود گواهی می برم
۴
کی توانم بر زبان آورد نام دوریتمن که صد فیض از رخت در هر نگاهی می برم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth