خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نسبت شمشاد با آن سرو قامت چون کنمور کنم با طعنه اهل ملامت چون کنم
۲
می کند رسوا مرا هر جا که باشم دود آهسخت دشوارست رفع این علامت چون کنم
۳
جز ملامت نیست رسم راه پیمایان عشقمن درین ره دعوی صبر و سلامت چون کنم
۴
هست از سر دلم پیر مغان را آگهیمنکر حس چون شوم نفی کرامت چون کنم
صفحهٔ ۱ از ۲