شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاری شد ز کویت درد سر کم کرده ایمسویت از بیم رقیبانت گذر کم کرده ایم
۲
ناله ما را از سگان کوی او شرمنده داشتزین خجالت درد سر زان خاک در کم کرده ایم
۳
همعنان ماست غم تا رفته ایم از کوی تودر جهان زین ناملایم تر سفر کم کرده ایم
۴
بی رخت قطع نظر از دیدن عالم نکردزین سبب از مردم دیده نظر کم کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth