خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیاد قد تو بر سینه هر الف که بریدمخطی ز کلک عدم بر وجود خویش کشیدم
۲
بسینه بی تو بسی داغهای تازه نهادمشکوفه عجب از نوبهار عشق بچیدم
۳
وفا ز سرو قدی خواستم نگشت میسرزهی جفا که نشد بارور نهال امیدم
۴
گل نشاط منست از هوای وصل شگفتهبسان غنچه ببوی تو جامه که بریدم
صفحهٔ ۱ از ۲