شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل زار غمی ز آن لب می گون دارمچه کنم آه چه سازم دل پرخون دارم
۲
بر من ای شمع مزن خنده که سرمایه عشقگر سرشکست و فغان من ز تو افزون دارم
۳
من اسیر غم دل ماندم و مجنون فرسودتاب من بر غم دل بیش ز مجنون دارم
۴
سوختم قطره آبی نزدم بر آتشگرچه از اشک وطن در دل جیحون دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth