خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گهی که در غم آن گلعذار میگریمبه صورت ناله چو ابر بهار میگریم
۲
ز چرخ میگذرد هایهای گریه منشبی که بیمَهِ خود زار زار میگریم
۳
چه سود منع من ای همنشین چو میدانیکه بیقرارم و بیاختیار میگریم
۴
مراست گریه ز بسیاری جفای رقیبمگو که از کمی لطف یار میگریم
صفحهٔ ۱ از ۲