شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل الم از غنچه خندان تو دارمدر دیده نم از لعل درافشان تو دارم
۲
آشفتگی از سنبل گیسوی سیاهتسرگشتگی از سرو خرامان تو دارم
۳
بر رشته جان سبحه صفت صد گره از غمدر حسرت عقد در دندان تو دارم
۴
امید ندارم رهم از دام بلاییکز سلسله زلف پریشان تو دارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth