شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جفاکار است و خونریز آن بت بی‌درد می‌دانمز رنگ کار او با من چه خواهد کرد می‌دانم
۲
چه حاجت شرح بیداد زلیخا پرسم از یوسفچو او در عاشقی مردست یا نامرد می‌دانم
۳
زده بر آتش دل سیل خوناب جگر آبیمن احوال درونم را ز آه سرد می‌دانم
۴
زمانی از غم مشکین‌غزالان نیستم خالیطریق سیر مجنون بیابان‌گرد می‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth