خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درد دل ما را ز ره لطف دوا کنلطفی بنما چاره درد دل ما کن
۲
عمریست که مشتاق لقاییم خدا رازین بیش مشو پرده نشین عرض لقا کن
۳
از پای در افتادم و از سر بگذشتماز بهر خدا فکر من بی سر و پا کن
۴
آزردن دلها اثر نیک نداردتا چند جفا پیشه کنی ترک جفا کن
صفحهٔ ۱ از ۲