خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زین ندامت که نشد خاک درت مسکن مناشک از چهره جان شست غبار تن من
۲
حیرت لعل تو بردم بلحد نیست عجبگر شود گلخنی از آتش دل مدفن من
۳
گردباد غم و گرداب بلا نیست شوندچند گردند درین بادیه پیرامن من
۴
ذوق دیدار تو آیینه چه ادراک کندروی چون مه منما جز بدل روشن من
صفحهٔ ۱ از ۲